انصباب

لغت نامه دهخدا

انصباب. [ اِ ص ِ ] ( ع مص ) ریخته شدن.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( تاج المصادر بیهقی ). ریخته شدن آب. ( مصادر زوزنی ). ریخته شدن آب و هرچه رقیق باشد. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). ریختن ( لازم ). ( یادداشت مؤلف ). || فرودآمدن. ( یادداشت مؤلف ). فرودآمدن مار بر ملدوغ ( گزیده ). ( از اقرب الموارد ). || آرزومند گشتن. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِمص ). ریزش. هجوم: از دست انصباب ایشان رکاب فرار سبک گران. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ فارسی

ریخته شدن. ریختن. یا فرود آمدن.

جمله سازی با انصباب

💡 نزله از انصباب سرد بُوَد زو به بطن الدماغ درد بُوَد

💡 در مجمع البيان مى گويد: كلمه (همر) مصدر ثلاثى مجرد است و به معناى ريختن اشكو بـاران بـه شـدت، و انهمار به معناى انصباب و روان شدن است. و (فتح آسمان (جوبـالاى سـر) بـه آبـى مـنـهـمـر و روان ) كـنـايه اى تمثيلى از شدت ريختن آب و جريانمـتـوالى باران، گويى باران در پشت آسمان انبار شده، و نمى توانسته پايين بريزدهمين كه درب آسمان باز شده به شدت هر چه تمامتر فرو ريخته است.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
نحوه یعنی چه؟
نحوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز