لغت نامه دهخدا
انجام گرفتن. [ اَ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) صورت گرفتن و بپایان رسیدن و کامل شدن. ( ناظم الاطباء ). وقوع یافتن. خاتمه گرفتن. خاتمه پذیرفتن. ( یادداشت مؤلف ):
عاشق همه رسوا به در انجمن عالم
انجام نگیرد ره گر زانجمن اندیشد.عطار.
انجام گرفتن. [ اَ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) صورت گرفتن و بپایان رسیدن و کامل شدن. ( ناظم الاطباء ). وقوع یافتن. خاتمه گرفتن. خاتمه پذیرفتن. ( یادداشت مؤلف ):
عاشق همه رسوا به در انجمن عالم
انجام نگیرد ره گر زانجمن اندیشد.عطار.
صورت گرفتن و به پایان رسیدن و کامل شدن ٠ وقوع یافتن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرکردگان قوم آلاریک اسیران رومی را واداشتند تا مسیر یک رودخانه کوچک کوهستانی را عوض کنند. سپس در بستر قدیم رودخانه گوری برای آلاریک و گنجینهاش کندند. سپس از آن را با سنگ پوشاندند و رودخانه را به بستر قدیمش بازگرداندند. سرکردگان با اینکار خود میخواستند که هیچکس نداند آلاریک در کجا به خاک سپرده شدهاست. پس از انجام گرفتن کار، اسیران را کشتند. رودخانه سدههاست که راز خود را نگه داشتهاست.
💡 در خاتمه از خوانندگان محترم فضلا و دانشمندان جهت بهتر انجام گرفتن چاپ جلدهاىبعدى ما را از راهنمائى هاى خود بى نصيب نگذارند.
💡 در موزیک ویدئوی این ترانه، که در سالهای دههٔ 1930 میلادی میگذرد، در عمارتی بزرگ جشن بالماسکه در حال انجام گرفتن است، درحالی که شهوت برای بعضی از شرکتکنندگان بالا میگیرد. این ویدئو در لوکیشنی در وینای اتریش تهیه شده است. کارگردان این ویدئو، توماس جاب میباشد.