انباج

انباج به عنوان یک واژه، به مفهوم تجمع یا انباشت چیزهایی اشاره دارد که در یک مکان خاص یا در یک زمان مشخص جمع شده‌اند. این مفهوم می‌تواند در زمینه‌های مختلفی همچون طبیعت، جامعه یا حتی اقتصاد مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال، در طبیعت، این واژه می‌تواند به تجمع آب در یک منطقه یا انباشت مواد آلی در خاک اشاره کند که تأثیرات قابل توجهی بر روی محیط زیست دارد. از طرفی دیگر، در زمینه‌های اجتماعی، انباج به تجمع افراد در یک مکان مشخص می‌تواند منجر به شکل‌گیری فرهنگ‌ها و تعاملات اجتماعی جدید شود. در حوزه اقتصادی نیز، انباج می‌تواند به تراکم منابع مالی و سرمایه‌گذاری در یک منطقه خاص اشاره کند که می‌تواند به رشد و توسعه آن منطقه کمک کند. به طور کلی، شناخت و بررسی مفهوم انباج می‌تواند ما را در درک بهتر ارتباطات و تأثیرات متقابل در محیط‌های مختلف یاری کند.

لغت نامه دهخدا

انباج. [ اِم ْ ] ( ع مص ) سخن آمیخته و ناپیدا گفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). تخلیط در کلام. ( از اقرب الموارد ). || بر پشته نشستن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). بر نباج ( پشته ) نشستن. ( از اقرب الموارد ).
انباج. [ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بخش افجه شهرستان تهران با 196 تن سکنه. آب آن از رودخانه افجه و محصول آن غلات و بنشن است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

ده از دهستان بخش افجه شهرستان تهران. آب از رودخانه محصول: غلات و بن شن.

جملاتی از کلمه انباج

زبان رایج در روستای انباج تاتی است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم