لغت نامه دهخدا
انارشی. [ اَ ] ( فرانسوی، اِ ) ( اصطلاح سیاسی ) هرج و مرج. بی نظمی. || ( اصطلاح سیاسی ) وضع کشوری که حکومت و قانون در آن حکمفرما نباشد. ( از فرهنگ فارسی معین ).
انارشی. [ اَ ] ( فرانسوی، اِ ) ( اصطلاح سیاسی ) هرج و مرج. بی نظمی. || ( اصطلاح سیاسی ) وضع کشوری که حکومت و قانون در آن حکمفرما نباشد. ( از فرهنگ فارسی معین ).
( آنارشی ) [ فر. ] ( اِ. )۱ - اغتشاش، هرج و مرج، بی نظمی، بی سروسامانی. ۲ - خودسری مردم، وضع مملکتی که قانون نداشته باشد.
( آنارشی ) ۱. هرج ومرج، بی نظمی.
۲. وضع جامعه ای که در آن دولت و قانون وجود نداشته باشد.
= آنارشی
هرج ومرج، بی نظمی، بی سروسامانی، خودسری مردم، اغتشاش، وضع مللکتی که حکومت وقانون نداشته باشد
( اسم ) ۱ - هرج و مرج بی نظمی. ۲ - وضع کشوری که حکومت و قانون در آن حکمفرما نباشد.
آنارشی. آنارشی (anarchy)
(از ریشۀ یونانی آنارخوس، به معنی بدون فرمانروا) در اصطلاح، اوضاع جامعه ای بدون حکومت و قانون اجباری و فراگیر که نوعی بی نظمی و هرج ومرج در آن حکمفرماست. آنارشی حالت اجتماعی مطلوب از نظر آنارشیست ها است.
💡 هدف بینالمللیگرایی لیبرال دستیابی به ساختارهای جهانی در درون نظام بینالملل است که به ترویج نظم جهانی لیبرال تمایل دارند و تغییر تدریجی سیاست جهانی از انارشی به نهادهای مشترک و حاکمیت قانون را پیشبینی میکند. تجارت آزاد جهانی، اقتصاد لیبرال و نظامهای سیاسی لیبرال همه تا این اندازه تشویق میشوند. علاوه بر این، انترنشنلیستهای لیبرال با تشویق دموکراسی همواره میکوشند در سطح جهانی عمل کنند. پس از آنکه این امر تحقق یافت، باعث «سود صلح» میشود، زیرا دولتهای لیبرال دارای روابطی هستند که فاقد خشونت توصیف میشوند، روابط بین دموکراسیها با تیوری صلح دموکراتیک مشخص میشود.