جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اول اينكه: عقلاى آسمانها و زمين و مرغان صف زن در فضا را كه همه داراى روحند نام برده، با اينكه تسبيح خدا اختصاص به آنان نداشت، و به حكم (و ان من شى ء الا يسبحبحمده ) عموم موجودات تسبيح گوى خدايند.
💡 روزه از ان من است و به جزای آن من اولیترم؛ از آنچه آن عبادتی سری است به ظاهر هیچ تعلق ندارد و غیر را اندر آن هیچ نصیب نباشد جزای آن بی نهایت است و گفتهاند که: «دخول بهشت خلق را به رحمت است و درجت به عبادت و خلود به جزای روزه؛ از آنچه خداوند گفت: انا اُجزی به.»
💡 در آيات مختلفى از قرآن مجيد، مى خوانيم كه هر چيزى محدود به حدى است كه از آن حدتجاوز نمى كند، در سوره طلاق آيه 3 مى فرمايد قدجعل الله لكل شى ء قدرا: (خدا براى هر چيز مقدار و اندازه اى قرار داده است ) و درسوره حجر آيه 21 مى خوانيم و ان من شى ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر
💡 همچنان كه خداى تعالى درباره آنها فرموده: (ما عندكم ينفد و ما عند الله باق ) و نيزفرموده: (و ما عند الله خير للابرار) و نيز فرموده: (سيصيب الذين اجرموا صغارعند الله ) و نظير اين آيه درباره خزائن رحمت خدا آمده كه فرموده: (و ان من شى ء الاعندنا خزائنه )، و همچنين درباره لوح محفوظ فرموده: (و عندنا كتاب حفيظ).
💡 سوم اينكه: آيه شريفه علم را به تمامى نامبردگان يعنى همه كسانى كه در آسمان ها وزمينند و مرغان صف زن عموميت داده براى حيوانات هم علمقائل شده است، و در تفسير آيه (و ان من شى ء الا يسبح بحمده و لكن لا تفقهونتسبيحهم ) بحثى در اين باره گذشت و تتمه گفتار در اين بحث در تفسير سوره حمسجده به زودى خواهد آمد ان شاء الله.