فرهنگستان زبان و ادب
{superego} [روان شناسی] در نظریۀ روان کاوی، مولفۀ اخلاقی شخصیت که بازنمود معیارهای جامعه و تعیینکنندۀ معیارهای فرد در ارزش گذاری درست و نادرست است
{superego} [روان شناسی] در نظریۀ روان کاوی، مولفۀ اخلاقی شخصیت که بازنمود معیارهای جامعه و تعیینکنندۀ معیارهای فرد در ارزش گذاری درست و نادرست است
فَرا مَن (superego)
در روان شناسی فرویدی، وجه کمال طلب شخصیت که با کمال مطلوب سروکار دارد. این وجه از شخصیت مسئول اخلاقیات و معیارهای رفتاری تحمیل شده به خود است. فرا من نوعی از وجدان است که خود (من) را مهار و، در شرایط تخطی از ضوابط اخلاقی، احساس گناه را ایجاد می کند.
در نظریۀ روانکاوی، مولفۀ اخلاقی شخصیت که بازنمود معیارهای جامعه و تعیینکنندۀ معیارهای فرد در ارزشگذاری درست و نادرست است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیخ الاسلام گفت: که طاهر مقدسی گوید: کی ذوالنون مصری فرامن گفت: العلم فی ذات الحق جهل والکلام فی حقیقة المعرفه حیرة والاشارة عن المشیر شرک.
💡 ناورود از این شهر میگذرد، آن را به دوبخش تقسیم میکند و پس از طی چند کیلومتر به دریای خزر میریزد. صنایع دستی (گلیم و سفال)، فراوردههای دامی، چوب و کاغذ این ناحیه شهرت فرامنطقهای دارد. در پیرامون این شهر گردشگاههای فراوانی وجود دارد از جمله به ساحل و پارک جنگلی گیسوم و مسیر رؤیایی اسالم به خلخال و منزل محمد جواد اخوان میتوان اشاره کرد.
💡 جنوبشرق اروپا طی یک برنامۀ تنظیم شده در چارچوب سیاستهای فرامنطقهای ارضی به همکاری با اتحادیهٔ اروپا به منظور بهبود یکپارچهسازی و رقابت در این منطقه پرداختهاند.
💡 و موسی (ع) گفت، «یارب منزلت محمد فرامن نمای»، گفت، «طاقت آن نداری، لیکن از درجات وی یکی فراتو نمایم». چون فرانمود بیم آن بود که از نور عظمت آن مدهوش شود. گفت، «بارخدایا این به چه یافت؟» گفت، «به ایثار با خلق». گفت، «یا موسی! هیچ بنده ای اندر عمر خویش یک بار ایثار نکند که نه شرم دارم که با او حساب کنم. ثواب وی بهشت باشد هرکجا که خواهد».
💡 إِنَّ هذا أَخِی این برادر منست، لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً او را نود و نه میش است، وَ لِیَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ و مرا یک میش، فَقالَ أَکْفِلْنِیها میگوید آن گوسفند فرامن و مرا خداوند آن کن، وَ عَزَّنِی فِی الْخِطابِ (۲۳) و میبازشکند مرا در سخن گفتن و میزور کند بر من بچیره زبانی.
💡 شیخ الاسلام گفت: که بوسعید خراز٭ بمصر آمد، ویرا گفتند: ای سید قوم! سخن بگوی. گفت: اینان از حق غایب اند، ذکر حق با غایبان غیب است. من المتأخرین بوعبداللّه دونی به دون بوده وی شور داشت. شیخ الاسلام گفت: که خرقانی فرامن گفت: که شاگردی ازان بوعبداللّه دونی مرا گفت کی شیخ مامست بزیست و مست بمرد.