امیر مجلس

لغت نامه دهخدا

امیر مجلس. [ اَ رِ م َ ل ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) یکی از مناصب دربار سلجوقیان آسیای صغیر. رئیس دیوان تشریفات. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

یکی از مناصب دربار سلجوقیان آسیای صغیر رئیس دیوان تشریفات.

جمله سازی با امیر مجلس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مردم نیشابور چند روز بعد متوجه شدند که در این جنگ داماد چنگیز کشته شده و سپاه مغول دست از آن‌ها برنخواهند داشت، بنابراین به سرکردگی شرف‌الدین امیر مجلس حاکم نیشابور متحد و هم قسم شدند که «تا جان در بدن دارند از پای ننشینند و تسلیم نشوند.» شهر و اهالی نیشابور علیه مغولان شورش کردند.

💡 آن خیال جان فزای بخت ساز بی‌نظیر هم امیر مجلس و هم ساقی گردان ما

💡 به جای بادهٔ گرم زهر می‌دهی نوش است به شرط آن که تو باشی امیر مجلس ما

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز