لغت نامه دهخدا
امیر طلایه. [ اَ رِ طَ ی َ / ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فرمانده طلایه. ( فرهنگ فارسی معین ). فرمانده واحدی از سپاه که در پیش عمده قوی ̍ می فرستند تا از چگونگی موضع دشمن و کم و کیف آن آگاه شود. رجوع به طلایه شود.
امیر طلایه. [ اَ رِ طَ ی َ / ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فرمانده طلایه. ( فرهنگ فارسی معین ). فرمانده واحدی از سپاه که در پیش عمده قوی ̍ می فرستند تا از چگونگی موضع دشمن و کم و کیف آن آگاه شود. رجوع به طلایه شود.
( اسم ) فرمانده طلایه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قرآن به مدح حضرت او آیه آیهاش روحالامین به رتبه امیر طلایهاش