امید گاه

لغت نامه دهخدا

امیدگاه. [ اُ ] ( اِ مرکب ) مدعس. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جای امید. ( آنندراج ). مرتجی. در تداول نامه نگاری قدیم به پدر و اشخاص بزرگ می نوشتند: قبله و امیدگاها. ( از یادداشت مؤلف ). || ملجاء و معاذ. ( از ناظم الاطباء ). || جای چشم داشت و محل توقع. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

جای امید

جمله سازی با امید گاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا ز سایه درگاه خود مکن نومید که نیست در دو جهانم امید گاه دگر

💡 خلق را داشتن به بیم و امید گاه با لطف وگاه با تهدید

💡 خسروان را درگه والای او امید گاه بارگاه عالیش گردن فرازان را پناه

💡 تویی شاه من و، امید گاه من، پناه من منم مست تو، هشیار تو، غمگین تو، شاد تو

💡 چو من از دولت قرب ارچه دوری محتشم میرو به این امید گاهی بر در امید گاه خود

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز