امرودبن

لغت نامه دهخدا

امرودبن. [ اَ ب ُ ] ( اِ مرکب ) درخت امرود:
از سر امرودبن بنماید آن
منعکس صورت پذیرا ای جوان.مولوی ( مثنوی ).

فرهنگ فارسی

درخت امرود

جمله سازی با امرودبن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد از آن بر رو بر آن امرودبن که مبدل گشت و سبز از امر کن

💡 کاهلان امرودبن جویند لیک تا بدان امرودبن راهیست نیک

💡 بر سر امرودبن بینی چنان زان فرودآ تا نماند آن گمان

💡 از سر امرودبن من هم‌چنان کژ همی دیدم که تو ای قلتبان

💡 نقل کن ز امرودبن که اکنون برو گشته‌ای تو خیره‌چشم و خیره‌رو

💡 چونک از امرودبن میوه سکست گشت اندر نذر و عهد خویش سست

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز