امروت

لغت نامه دهخدا

امروت. [ اَ ] ( اِ ) امرود. ( برهان قاطع ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( آنندراج ). رجوع به امرود شود.

فرهنگ فارسی

گلابی

جمله سازی با امروت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه خوش بود به لب آب و سایه های درخت نشسته باشی و امروت می فشاند شاخ