لغت نامه دهخدا
امر اعتباری. [ اَ رِ اِ ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آن است که وجود آن فقط در عقل شخص اعتبارکننده باشد تا وقتی که اعتبارکننده است و آن عبارت از ماهیت مجرد است. ( از تعریفات جرجانی ).
امر اعتباری. [ اَ رِ اِ ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آن است که وجود آن فقط در عقل شخص اعتبارکننده باشد تا وقتی که اعتبارکننده است و آن عبارت از ماهیت مجرد است. ( از تعریفات جرجانی ).
آنست که وجود آن فقط در عقل شخصی اعتبار کننده باشد تا وقتی که اعتبار کننده است و آن عبارت از ماهیت مجرد است.
💡 جهان را دید امر اعتباری چو واحد گشته در اعداد ساری
💡 این جمله او را به خوبی به خاطر میآورم که در اعتراض به قبول شدنم در دانشگاه حقوق میگفت: «انسان امور اعتباری را جایگزین امور عقلی نمیکند، تا امر عقلی هست به امر اعتباری نباید پرداخت؛ لذا بهجای اینکه بیایی فلسفه یا ریاضی بخوانی چرا به مدرسه حقوق میروی که بیشتر مباحثش امور اعتباری است؟»
💡 جهان خود جمله امر اعتباری است چو آن یک نقطه که اندر دور ساری است