امانت دار

لغت نامه دهخدا

امانتدار. [ اَ ن َ ] ( نف مرکب ) امین و استوار. ( ناظم الاطباء ). کسی که امانت نگاه دارد. ( فرهنگ فارسی معین ). کسی که دارای صفت امانت باشد و هرچه به او سپارند بدون کسر و نقصان بازدهد،و هرچه به او گویند اعاده آن در هیچ جا و هیچوقت جایز نداند و روا نشمارد. ( ناظم الاطباء ):
چو دل را محرم اسرار کردند
خموشی را امانتدار کردند.وحشی بافقی.«اثر» آخر بزلف پرفن او نقد دل دادم
امانتدار خود کردم ز نادانی پریشان را.شفیع اثر ( از بهار عجم ).

فرهنگ عمید

۱. کسی که مال دیگری را امانت نگه دارد.
۲. کسی در نگه داری امانت، درست کار باشد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - کسی که امانت نگاه دارد. ۲ - امین.

دانشنامه عمومی

امانت دار ( لهستانی: Depozytariusz ) یک فیلم کوتاه مستند لهستانی است که در سال ۲۰۱۴ میلادی منتشر شد.
این فیلم در جشنواره های متعددی در داخل و خارج آمریکا نمایش داده شده است.

جمله سازی با امانت دار

💡 و اگر در سفر بوديد و نويسنده اى نيافتيد، بايد گروى گرفته شود، و اگر بعضىاز شما بعضى ديگر را امين شمرد، امانت دار بايد امانت او را بدهد، و از خدا و پروردگارخويش بترسد، و زنهار! نبايد گواهى را كتمان كنيد، و با اينكه ديده ايد، بگوئيد: نديدهام، كه هر كس شهادت را كتمان كند دلش گنهكار است، و خدا به آنچه مى كنيد دانا است(283)

💡 عشق امانت دار معشوق است، ازان رو گل گذاشت نقد و جنس خویش را در پیش بلبل بر زمین

💡 گریبان لحد را چاک خواهد کرد اشک من تنوری چون امانت دار این طوفان خون گردد؟

💡 نیست نفس دون امانت دار یک جو اعتبار حق بدست ماست گر چیزی بخود نسپرده ایم

💡 قدر در اشک را مژگان چه می داند که چیست رشته جان را امانت دار این گوهر کنیم

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
نام اور یعنی چه؟
نام اور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز