ام واحد

لغت نامه دهخدا

ام واحد. [ اُم ْ م ِ ح ِ ] ( ع اِ مرکب ) زنی که یک فرزند داشته باشد. ( از المرصع ):
فما وحدت و جدی بها ام واحد
من القوم شمطاء القذال عقیم.ساعدةبن جویه هذلی ( از المرصع ).|| گودالی که آدمی را در آن دفن می کنند. قبر. ( از المرصع ).

فرهنگ فارسی

زنی که یک فرزند داشته باشد

جمله سازی با ام واحد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لفظ جمع ار چه کرده ام واحد عذر را خواستار می آید

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز