ام لوح

لغت نامه دهخدا

ام لوح. [ اُم ْ م ِ ل َ ] ( ع اِ مرکب ) عُقاب. ( از المرصع ).

فرهنگ فارسی

عقاب

جمله سازی با ام لوح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کرده ام لوح مزار خویش از سنگ فسان زنگ اگر از خون من آن خنجر فولاد بست