لغت نامه دهخدا
ام صبح. [ اُم ْ م ِ ص ُ ] ( اِخ ) مکه. ( المرصع ).
ام صبح. [ اُم ْ م ِ ص ُ ] ( اِخ ) مکه. ( المرصع ).
مکه
[ویکی فقه] اُمّ صبح یکی از نام های مکه است.
تونه ای، مجتبی، فرهنگنامه حج، ص۱۳۵. رده های این صفحه: اماکن | تاریخ اسلام | جغرافیای اسلامی | مکه | نام های شهر مکه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در پیرهن افشانده گلاب از مژه ام صبح در خویش نگنجید ز بسیاری توفیق
💡 شورش محشر دمید از دل دیوانه ام صبح قیامت بود، چاک گریبان عشق
💡 آن غنچه را که من به نفس باز کرده ام صبح قیامتش ز گریبان برآمده
💡 گر چو گل چاک زنم جامه جان معذورم دیده ام صبح بنا گوش نگاری که مپرس
💡 شب که از یاد رخت در آتش دل بوده ام صبح چون پروانه بر گرد چراغم گشته است