ام درین
لغت نامه دهخدا
ام درین. [ اُم ْ م ِ دَ ] ( ع اِ مرکب ) زمین بی گیاه. ( از مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ) ( از المرصع ). زمین قحطزده. ( منتهی الارب ). زمین مجدبه.( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ). زمین لم یزرع. ( از المرصع ). || سختی و تنگی. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با ام درین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من از این قسم خویش می جویم بازیی دیده ام درین زیبا
💡 در خلق را گل بر اندوده ام درین در بدین دولت آسوده ام
💡 گنج معنی ام درین صورت نهان من طلسم حکمتم، من،من نیم
💡 گران چو سبزه بیگانه ام درین بستان به جرم این که سخنهای آشنا دارم
💡 من همچو تو بوده ام درین کوی ولی نه نیست همی گردم ونه باز رهم