الواد

لغت نامه دهخدا

الواد. [ اَل ْ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اَلوَد، بمعنی آنکه به عدل نگراید و سرکش باشد و نیز بمعنی گردن ستبر. ( از اقرب الموارد ). و از همین جمع آمده است «الواط» فارسی که در معنی مفرد استعمال میشود. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به اَلواط شود.

فرهنگ فارسی

جمع الود به معنی سرکش ونافرمان وخودسرو آنکه به عدل میل نکندومنقادامرنشود

جمله سازی با الواد

💡 عبدالقادر الحسینی در شب ۷ تا ۸ آوریل در بحبوحه نبردهایی که در القسطل در جریان بود کشته شد. از دست دادن این رهبر کاریزماتیک فلسطینی «استراتژی و سازماندهی اعراب در منطقه اورشلیم را مختل کرد». جانشین او، امیل غوری تاکتیک‌ها را تغییر داد و به‌جای ایجاد تله در طول مسیر، یک مسدودیت جاده‌ای بزرگ در باب الواد ایجاد کرد و در نتیجه اورشلیم بار دیگر منزوی شد.

💡 و در آيـه (فـاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوى ) آن را وادى مقدس خوانده، و در آيهنـودى مـن شـاطـى ء الواد الايـمـن فـى البقعة المباركة من الشجرة ) آن را بقعه اى مباركدانسته كه در كرانه دست راست وادى، قرار دارد.

💡 و عزل نکند، که مصطفی را از عزل پرسیدند گفت: ذلک الواد الخفی، و تلا اذا الموؤدة سئلت‌

💡 حال اگر بپرسى خداى تعالى در جاى ديگر داستان فرموده: (و ناديناه من جانب الطورالايمن و قربناه نجيا) و در جاى ديگر آن فرموده: (من شاطى ء الواد الايمن فى البقعهالمباركه من الشجره )، كه از اين آيه استفاده مى شود در تكلم خدا حجابى بوده ؟.