المقدسی
لغت نامه دهخدا
المقدسی. [ اَ م َ دِ / اَ م ُ ق َدْ دَ ] ( اِخ ) المطهربن طاهر المقدسی ( یا مقدیسی ). بعضی او را المطهربن المطهربن المقدسی نوشته اند.از علمای اواخر قرن چهارم هجری بود. کتاب «البدء و التاریخ » به او منسوب است و بعضی آنرا تألیف ابوزیدبلخی میدانند ولی «کلمان هوار» مستشرق فرانسوی بر آنست که این کتاب از مقدسی است و در سنه 355 هَ. ق. تألیف شده است. ( از ایران باستان ج 1 ص 104 و 105 ). و رجوع به مقدسی شود.
فرهنگ فارسی
المطهر بن طاهر المقدسی بعضی او را المطهر بن المطهر بن المقدسی نوشته اند از علمای اواخر قرن چهارم هجری بود.
جمله سازی با المقدسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 معادلهای یونانی، سریانی، رومی، عبرانی، فارسی و از پانزده گویش عربی (مثل مغربی، مصری، بیت المقدسی، عربی اندلسی و…) نیز واژههایی از زبان بربری، قبطی، حبشی در کتاب دیده میشود. حکیم مؤمن از واژههای گویش فارسی، واژههای رایج در اصفهان، گیلان، طبرستان، شیراز، گویش پهلوی، جرجان، قزوین و… در کتاب آوردهاست.
💡 بنابر نظر المقدسی و المسعودی، پارسی دری یک نوع از پارسی است. المقدسی نیز ایران را به هشت بخش تقسیم کردهاست و آذربایجان را از اقالیم ایران (عجم) میشمرد و در رابطه با این ناحیه مینویسد: «زبان این اقالیم هشتگانهٔ ایرانی (عجمی) جز اینکه برخی از آنها دری و بعضی لهجههای پیچیده و همهٔ آنها پارسی خوانده میشوند».