المطیع

لغت نامه دهخدا

المطیع. [ اَ م ُ ع ُ لِل ْ لاه ] ( اِخ ) فضل بن جعفربن المقتدر مکنی به ابوالقاسم ( 301 - 364 هَ. ق. ) بیست وسومین خلیفه عباسی. وی به سال 334 بخلافت رسید. رجوع به مطیع و تاریخ الخلفاء سیوطی چ 1 ص 264 و اعلام المنجد و معجم الانساب زامباور ج 1 ص 3 و ترجمه مازندران و استراباد رابینو ص 180 و حبیب السیر چ خیام ج 2 صص 302 - 305 شود.

جمله سازی با المطیع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابوالفرج به سال سیصد و پنجاه و شش در روزگار خلاف المطیع بالله از میان رفت. وی کتاب اغانی را در پنجاه سال گرد کرده است.

💡 مؤسسین این سلسله علی، حسن و احمد، سه پسر دیلمی بویه بودند که در رکاب سپاه مرداویج بودند و پس از او، ترقی کردند. رخدادهای بعدی نشان داد آنان رهبرانی توانمند و پرتکاپو بودند. رکن‌الدوله دیلمی با پیش‌روی به سوی غرب در سال ۹۴۵ میلادی وارد بغداد پایتخت عباسیان شد و آنجا را فتح کرد. یک سال بعد مستکفی خلیفه عباسی را سرنگون و او را با المطیع جایگزین کرد. بدین ترتیب دوره ای از ۱۱۰ سال سیطره بوئیان بر خلافت آغاز شد، سیطره ای که تثبیتش برای بوئیان ۱۲ سال زمان برد. آنان عنوان امیرالامرا را که رسماً به فرمانروایان بویی بغداد داده شده بود، اختیار کردند.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز