دانشنامه آزاد فارسی
المَشرِق
رجوع شود به:مشرق
المَشرِق
رجوع شود به:مشرق
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
شرق (۱۷ بار)
(به فتح ش،ر) و شروق. طلوع آفتاب. اشراق: روشن شدن (مجمع - مفردات). زمین به نور پروردگارش روشن شد. مشرق: اسم مکان است یعنی محل طلوع. شرقی چیزیکه منسوب به شرق است (ناحیه شرقی - طرف شرقی). درخت میوه اگر در وسط باغ باشد پیوسته آفتاب گیر بوده میوهاش کاملا میرسد بر خلافآن که در شرق و غرب باغ بوده باشد گویند مراد از آیه چنین درختی است.. ظاهراً منظور ناحیه شرقی معبد بیت المقدس است یعنی از اهلش در مکان شرقی کناره گرفت. مراد وقت اشراق شمس است. مشرق به صیغه فاعل کسی است که وارد وقت طلوع شود. در حالیکه به وقت طلوع آفتاب داخل میشدند صیحه آنها را گرفت ایضاً آیه 60. شعراء. *. یعنی همه زمین مال و ملک خداست زیرا اگر کره زمین را در نظر بگیریم نصف آن مشرق و نصف دیگر مغرب است در وسط فقط یک چیز اعتباری میماند و شرق و غرب همه آن را شامل میشود. درآیه به طور تغلیب مشرقین آمده و در آیه. ظاهراً مراد از «اَلْاَرْض» ارض فلسطین است. مشرق، مشرقین، مشارق،،. در توجیه مفرد و تثنیه و جمع آمدن مشرق و مغرب معروف است، غرض از مشرقین و مغربین، مشرق و مغرب زمستان و تابستان است، منظور از مشارق و مغارب مشرق و مغرب روزهای سال است که آفتاب هر روز از یکی طلوع و در یکی غروب میکند. نا کفته نماند: مشرق و مغرب معلوم است ولی مراد از مشرقین و مغربین شاید مشرق و مغرب آفتاب و ماه باشد. آقای محمد امین سلدوزی رفیق دانشمندم احتمال دادهاند که مشرق و مغرب جنّ و انس است که سوره رحمن درباره آن دو است و پیوسته هر دو را مخاطب قرار میدهد. امّا مشارق و مغارب: هر جای زمین مشرق و مغرب است زیرا زمسن در اثر حرکت وضعی. شب و روز پیوسته در اطراف آن میگردد مثلا ممالکاپون، کره، چین، کشمیر، افغانستان، ایران، عراق، عربستان، سودان، اگر از ژاپون حساب شود هر یک در غرب دیگری و اگر از سودان حساب شود هر یک در مشرق دیگری قرار گرفتهاند. پس هر یک نسبت به ما قبل مغرب و نسبت به ما بعد مشرق اند. بدین ترتیب تمام سطح زمین هم مشرق و هم مغرب اند، مراد از مشارق و مغارب باید اینها باشند. میتوان دانست و میشود گفت: منظور مشارق و مغارب تمام ستارگان است. در صافی ذیل «رَبُّ الْمَشْررقَینِ...» از احتجاج نقل شده که از امیر المؤمنین علیه السلام از این آیه سؤال شد فرمود: مشرق زمستان علیحده و مشرق تابستان علیحده است آیا این را از قرب و بعد آفتاب نمیدانی؟ و فرمود امّا قول خداوند «رب المشارق و المغارب» برای آفتاب سیصد و شصت برجی است که هر روز از یکی طلوع و در دیگری غروب میکند...» صحت حدیث معلوم نیست و در آن تغییر تدریجی محل طلوع و غروب آفتاب در نظر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روی عن ابی الضّحی قال: ذکر ابن عباس عیسی بن مریم و عنده شاب من النصاری فدمعت عیناه، فقال ابن عباس، لم اتّخذت النصاری المشرق قبلة؟ فقال امروا بذلک، فقال ابن عباس: لا، و لکن لما امرت مریم ان تتخذ «مَکاناً شَرْقِیًّا»
💡 «حَتَّی إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ» سار من المغرب نحو المشرق حیث ظنّ الشّمس تطلع منه، و قیل حتّی لم یبق بینه و بین مطلع الشّمس احد، «وَجَدَها تَطْلُعُ عَلی قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً»
💡 خداوند به پيامبرش دستور ميدهد به آنها بگو شرق و غرب عالم از آن خداست، هر كس رابخواهد به راه راست هدايت مى كند) (قل لله المشرق و المغرب يهدى من يشاء الى صراطمستقيم ).
💡 الدنيا و الاخرة عدوان متعاديان و سبيلان مختلفان، من احب الدنيا و والاها ابغض الاخرةو عاداها، مثلهما مثل المشرق و المغرب، و الماشى بينهما لايزداد من احدهما قربا الا ازداد منالاخر بعدا(228).
💡 ليس البر ان تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب ولكن البر من آمن بالله و اليوم الاخرو الملائكة و الكتاب و النبيين: (نيكوكارى اين نيست كه صورتتان را به طرف شرق وغرب كنيد، بلكه به اين است كه ايمان به خدا و روز جزا و فرشتگان و پيامبران داشتهباشيد (و با الهام از ايمان راسخ اعمال صالح انجام دهيد).