لغت نامه دهخدا
الماس رود. [ اَ ] ( اِخ ) نام رودی است. رجوع به الماس ( اِخ ) و فهرست ولف شود:
فرستم همه سوی الماس رود
نه هنگام ناز است و رود و سرود.فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ج 4 ص 1028 ).
الماس رود. [ اَ ] ( اِخ ) نام رودی است. رجوع به الماس ( اِخ ) و فهرست ولف شود:
فرستم همه سوی الماس رود
نه هنگام ناز است و رود و سرود.فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ج 4 ص 1028 ).
نام رودی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وز هیبت تیغ تو عدو را مه و سال الماس رود بجای خون از قیفال
💡 فرستم همه سوی الماس رود نه هنگام جامست و بزم و سرود