لغت نامه دهخدا
الماس رنگ. [ اَ رَ ] ( ص مرکب ) آنچه رنگ آن، رنگ الماس باشد. || از صفتهای تیغ است. ( آنندراج ):
بچندین سر تیغ الماس رنگ
نسفتند جو سنگی از خاره سنگ.نظامی.یکی خشت پولاد الماس رنگ.نظامی.
الماس رنگ. [ اَ رَ ] ( ص مرکب ) آنچه رنگ آن، رنگ الماس باشد. || از صفتهای تیغ است. ( آنندراج ):
بچندین سر تیغ الماس رنگ
نسفتند جو سنگی از خاره سنگ.نظامی.یکی خشت پولاد الماس رنگ.نظامی.
آنچه رنگ آن رنگ الماس باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو پر دل دو شمشیر الماس رنگ کشیدند و جستند از تیغ چنگ
💡 به چندین سر تیغ الماس رنگ نسفتند جو سنگی از خاره سنگ
💡 ز بیم دم تیغ الماس رنگ جگر آب شد در درون نهنگ
💡 عجم بحریست ناپیدا کناری که در وی گوهر الماس رنگ است