لغت نامه دهخدا
الم زده. [ اَ ل َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) اندوهناک و غمگین. ( آنندراج ). محزون و رنجور و غمگین. ( ناظم الاطباء ). آنکه بدو الم رسد. الم رسیده. الم دیده. رنج دیده. غم زده. رجوع به اَلَم شود.
الم زده. [ اَ ل َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) اندوهناک و غمگین. ( آنندراج ). محزون و رنجور و غمگین. ( ناظم الاطباء ). آنکه بدو الم رسد. الم رسیده. الم دیده. رنج دیده. غم زده. رجوع به اَلَم شود.
اندوهناک و غمگین. محزون و رنجور و غمگین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه به بود که ز باقی به قیدهای الیم تن الم زده فرسایدت هلال آسا