لغت نامه دهخدا
اللائی. [ اَ ] ( ع اِ موصول ) آن جماعت مؤنث که. ( ترجمان علامه تهذیب عادل ). ج ِ اَلَّتی. آن زنان که. در اقرب الموارد بصورت «اللاءِی » ضبط شده است. رجوع به همین کتاب ذیل «لتی » و نیز ماده اَللاّتی شود.
اللائی. [ اَ ] ( ع اِ موصول ) آن جماعت مؤنث که. ( ترجمان علامه تهذیب عادل ). ج ِ اَلَّتی. آن زنان که. در اقرب الموارد بصورت «اللاءِی » ضبط شده است. رجوع به همین کتاب ذیل «لتی » و نیز ماده اَللاّتی شود.
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
اللائی (۴ بار)
اسم موصول و مؤنث و الذّی است. از جمع آن فقط در قرآن فقط الّائی و اَلّلاتی بکار رفته مثل، نیست مادران آنها مگر زنانی که آنان را زائیدهاند و نحو زنانی که از نافرمانیشان میترسد نصیحتشان کنید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کالعهود اللائی فی تلقائکم مدتفا رقنا دموعی لاتطاق