لغت نامه دهخدا
الطائع. [ اَطْ طا ءِ ع ُ لِل ْ لاه ] ( اِخ )لقب بیست و چهارمین خلیفه عباسی. رجوع به طائعﷲ و ترجمه تاریخ یمینی چ 1272 ص 285 و 286 و 279 شود.
الطائع. [ اَطْ طا ءِ ع ُ لِل ْ لاه ] ( اِخ )لقب بیست و چهارمین خلیفه عباسی. رجوع به طائعﷲ و ترجمه تاریخ یمینی چ 1272 ص 285 و 286 و 279 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سکههایی که از دوران حکومت قابوس بر جای مانده، بیشتر متعلق به دورهٔ نخست حکومت او هستند و پیش از ۳۷۰ هجری ضرب شدهاند. وی تا پیش از خلع قدرت در این سال، سیادت عضدالدوله بویی و خلیفه الطائع را بر خود به رسمیت میشناخت. پس از آن که قابوس توانست دوره هجده سالهٔ فترت از حکومت را گذرانده و در ۳۸۸ هجری به حکومت بازگردد، دیگر نامی از امیران بویی بر روی سکههایش نیاورد و تنها به ذکر اسم خلیفه اکتفا نمود.
💡 و من بعد الطائع القوم نوبة و فی قادر بالله قد زاد اذ قدر