نخت

نخت

یکی از معانی اصلی «نخت» در لغت، به عمل دانه‌چیدن مرغ یا پرندگان اشاره دارد و در متون کهن عربی برای توصیف نوک زدن پرنده به دانه‌ها به کار رفته است. معنای دیگر آن به کارهای دستی و فنی مربوط می‌شود، به‌گونه‌ای که «نخت» به کنده‌کاری و تراشیدن چوب یا ایجاد نقش و شیار بر روی آن گفته شده و در واقع نوعی عمل نجاری و حکاکی روی چوب را بیان می‌کند. در برخی منابع نیز «نخت» به معنای کندن و از ریشه برکندن چیزی آمده است که نشان‌دهنده عمل جدا کردن کامل یک شیء از محل خود است. همچنین در کاربردهای دیگر، این واژه برای برداشتن مقدار کمی از میوه مانند یک یا دو خرما از خوشه خرما به کار رفته که معنایی دقیق و جزئی‌نگر دارد. در ادامه، در برخی متون ادبی و لغوی، «نخت» به معنای کامل کردن و به پایان رساندن سخن برای کسی یا رسیدن به نهایت یک گفت‌وگو نیز آمده است که مفهوم استقصا و تمام‌کردن بحث را نشان می‌دهد. صورت «نخّه» یا «نُخّه» در منابع عربی معنای گسترده‌تری دارد و به مفاهیمی مانند بنده، غلام و برده نیز اطلاق شده است که در جامعه‌های قدیم برای طبقه خدمتکار به کار می‌رفته است. در برخی کاربردها، همین واژه برای اشاره به حیوانات باربر و کار مانند گاوهای شخم‌زن و همچنین شترچرانان و شبانان نیز استفاده شده است که نشان‌دهنده ارتباط آن با زندگی روستایی و دامداری است. در معنای دیگر، «نخّه» به باران سبک و کم‌حجم گفته می‌شود که به صورت نم‌نم و آرام می‌بارد و شدت زیادی ندارد. همچنین در برخی منابع لغوی، این واژه به خبری اشاره دارد که درستی یا نادرستی آن مشخص نیست و حالت مشکوک و غیرقطعی دارد. در نهایت، در کاربردهای اقتصادی و اجتماعی قدیم، «نخه» به نوعی دینار یا پولی گفته می‌شده که مأموران جمع‌آوری صدقه برای خود دریافت می‌کردند، و در مجموع این واژه با وجود شکل واحد یا نزدیک، دارای طیف وسیعی از معانی در حوزه‌های رفتار انسانی، طبیعت، اقتصاد و زندگی اجتماعی در متون کهن عربی و فارسی است.

لغت نامه دهخدا

نخت. [ ن َ ] ( ع مص ) دانه چیدن مرغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نقر. نتخ. ( از اقرب الموارد ). || کنده گری کردن در چوب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). کنده کاری کردن در چوب. ( ناظم الاطباء ). || از بیخ برکندن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || یک خرما یا دو خرما از خنور برگرفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || به پایان رسانیدن سخن را برای کسی. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). استقصا در سخن. ( از اقرب الموارد ).
نخة. [ ن َخ ْ خ َ ] ( ع اِ ) بنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). عبد. ( از اقرب الموارد ). رقیق. بنده از مرد و زن. ( اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || خرها. حُمُر. ( اقرب الموارد ) ( از تاج العروس ). نِخَّة. نُخَّة. ( اقرب الموارد ). || می ( ؟ ). ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نِخَّة. نُخَّة. ( منتهی الارب ). || بقر عوامل. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( المنجد ). گاو کار کشت.( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گاو عوامل و شبانان. ( ناظم الاطباء ). نُخَّة. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || مربیات خانه. ( آنندراج ). مربیات. ( منتهی الارب ). تربیت شدگان در خانه. ( از اقرب الموارد ). زنهای تربیت شده در خانه. ( ناظم الاطباء ). || شتربندگان. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). شتربنده. جَمّال. ( ناظم الاطباء ). رعاء. جَمّالون. نُخّة. ( اقرب الموارد ). || شبانان. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || باران سبک. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). باران خفیف. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || خبری که صدق و کذب آن معلوم نباشد. || دیناری که مصدق پس از اخذ صدقه جهت ذات خود می گیرد و نام آن دینار نیز نخه است. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
نخة. [ ن ُخ ْ خ َ ] ( ع اِ ) بقر عوامل. ( المنجد ) ( اقرب الموارد ). گاو کار کشت. ( منتهی الارب ) نَخّة. رجوع به نَخّة شود. || می. ( منتهی الارب ). صحیح آن حُمُر است به معنی خرها. رجوع به نَخَّة شود. || شبانان. ( منتهی الارب ).
نخة. [ ن ِخ ْ خ َ ] ( ع اِ ) خرها. الاغ ها. ( از اقرب الموارد ). رجوع به نَخَّة شود.

فرهنگ فارسی

دانه چیدن مرغ یا بپایان رساندن سخن برای کسی.

دانشنامه عمومی

نَخت ( عربی: نخت، انگلیسی: Nakht ) یک منجم، کاتب و کاهن اعظم در دربار تحوتموس چهارم ( فرعون دودمان هجدهم در مصر باستان ) بود.
وی در «گورستان باستانی تبای ( تِبس ) » ( عربی مصری: مدینة طیبه الجنائزیه ) و در مقبرهٔ شمارهٔ «TT52» مدفون است.

جمله سازی با نخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شد در ز نخت هزار جان عرق از خوی چو بر آب گشت چاهت

💡 سیمین ز نخت که جان از آن بنماید سییبی است که دانه از میان بنماید

💡 این مردمک دیده تر دامن من تا چند ز چاه ز نخت آب کشد؟

💡 جای ز نخ باشد آنجا که ماه باز نخت گوی بمیدان برد

گود نایس یعنی چه؟
گود نایس یعنی چه؟
لسان الغیب یعنی چه؟
لسان الغیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز