افگار می

لغت نامه دهخدا

افگار می. [ اَ رِ م َ / م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مستی تحمل ناپذیر شراب. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با افگار می

💡 عراقی خسته دل هردم ز سویی می‌خورد زخمی همه زخم بلا گویی برین افگار می‌آید

💡 گر از جفای او دلم افگار می شود بازش هم اندرین دل افگار می کشم

💡 دل را دل چو سنگ تو آزار می‌دهد دم را دهان تنگ تو افگار می‌کند

💡 دلم ز پاسِ نفس تار می‌شود، چه کنم وگر نفس کشم افگار می‌شود، چه کنم

💡 ناله را درد از دل افگار می آرد برون زخم ناخن نغمه را از تار می آرد برون

💡 صبح اگر نتوانی از مستی ز جا برخاستن مد آهی از دل افگار می باید کشید

تزویر یعنی چه؟
تزویر یعنی چه؟
سربسته یعنی چه؟
سربسته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز