لغت نامه دهخدا
افواهی. [ اَف ْ ] ( ص نسبی ) نسبت به افواه. ( ناظم الاطباء ). منسوب به دهان.
- خبر افواهی؛ خبری که صدق و کذب آن معلوم نیست. ( ناظم الاطباء ).
افواهی. [ اَف ْ ] ( ص نسبی ) نسبت به افواه. ( ناظم الاطباء ). منسوب به دهان.
- خبر افواهی؛ خبری که صدق و کذب آن معلوم نیست. ( ناظم الاطباء ).
( صفت ) مطلبی که دهان بدهان گشته است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنابر کتابهای معتبر انساب، تبار میر عمادالدین با ۱۶ یا ۱۸ میانجی به موسی کاظم میرسد، با این حال در برخی نقلهای افواهی او را از تبار سجاد می دانند. مردم مازندران امامزاده ابراهیم واقع در بابلسر را از نیاکان میر عمادالدین می شمارند که گفتهٔ نخست را تأیید میکند. میر عمادالدین در روستای وری در ۶۵ کیلومتری جنوب شرقی ساری و سه کیلومتری شمال کیاسر آرمیده است. مزار وی از دیرباز به عنوان امامزاده مورد احترام مردم است. مردم مازندران از قرن ها پیش میر عمادالدین را صاحب کرامت دانستهاند.