افسون گرگی

لغت نامه دهخدا

افسون گرگی. [ اَ ن ِ گ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) افسونی است که چون پیش کسی باشد دیگری بر وی غالب نیاید. ( بهارعجم ) ( آنندراج ):
سیه ماری افسون گرگی درو
سرآماسی از سربزرگی درو.نظامی ( از آنندراج ).و در توضیح بیت فوق آرد: گویند حیله گرگ است، چه گرگ آشتی شهرت دارد یعنی با آنکه مار بود صفت گرگ هم داشت، پس از دو جهت موذی بود. ( آنندراج ) ( بهارعجم ).

فرهنگ فارسی

افسونی است که چون پیش کسی باشد دیگری بر وی غالب نیاید.

جمله سازی با افسون گرگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سیه ماری افسون گرگی در او سرآماسی از سر بزرگی در او