افسون ساز

مترادف‌ها

جادوگر، افسونگر، ساحر، سحرکننده، فریبنده

لغت نامه دهخدا

افسون ساز. [ اَ ] ( نف مرکب ) ساحر و عزائم خوان. افسون پرداز. افسون خوان. افسون گر. افسون پژوه. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

ساحر و عزائم خوان افسون پرداز

جمله سازی با افسون ساز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آنکه گیسوی گرهگیرش بود مار سیاه جز منش کس نیست افسون ساز و مار افسا، توئی

💡 همه چو غولان نستوده کار و افسون ساز همه چو دیوان تیره‌روان و افسونگر

💡 تا روم آسان به خواب مرگ در بالین من چشم افسون ساز را گوینده افسانه ساز

💡 صید شیران می کند آهوی رو به باز او راه بابل می زند هاروت افسون ساز او

💡 به افسون ساز دیوی داد پیغام طلسمی کن به تقلید سر رام

💡 آن خواننده با صدای بسیار دلنشین و آرام‌بخش خود، مانند یک افسون ساز عمل می‌کرد و تمام شنوندگان را در فضای آرام و رویایی موسیقی خود غرق می‌کرد.

💡 نویسنده در این رمان، با استفاده از کلمات جادویی و توصیفات بسیار دقیق، یک افسون ساز واقعی خلق کرده است که خواننده را تا پایان با خود همراه می‌کند.

💡 او با نگاه نافذ و هنرمندانه خود، افسون ساز زیبایی‌ها در دل سختی‌ها بود و توانست از دل تاریکی، تصاویری درخشان و امیدبخش برای ما ترسیم کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران