لغت نامه دهخدا
افتاح. [اِ ] ( ع مص ) گشاده سوراخ پستان گردیدن شترماده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). فراخ پستان شدن ناقه. و به این معنی بصیغه مجهول استعمال شود: اُفتحت الناقة ( مجهولاً )؛ صارت فتوحا. ( از اقرب الموارد ).
افتاح. [اِ ] ( ع مص ) گشاده سوراخ پستان گردیدن شترماده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). فراخ پستان شدن ناقه. و به این معنی بصیغه مجهول استعمال شود: اُفتحت الناقة ( مجهولاً )؛ صارت فتوحا. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهر در شمال اتوبان حرم تا حرم واقع شده است و بعد از افتاح اتوبان به آبیک قزوین و اتوبان به شهید بابایی تهران موقعیت عالی را دارا میشود.
💡 بیش از ۱۰۰ خبرنگار و عکاس رسانههای گروهی به منظور پوشش خبری مراسم افتتاح تونل توحید در این محل حضور یافتند. بر اساس این گزارش تعدادی از نمایندگان رسانههای خارجی نیز در مراسم افتتاح تونل توحید حضور یافته و جمع کثیری از شهروندان نیز در ورودی تونل توحید با شاخههای گل شاهد افتاح این تونل شدند. این تونل با عبور کاروان انقلاب که گذر ۳۰ سال تاریخ را نشان میداد در مسیری گلکاری شده افتتاح شد.