اغید

لغت نامه دهخدا

اغید. [ اَ ی َ ] ( ع ص، اِ ) گیاه نازک دوتا وکژشده از نرمی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). گیاه نرم دوتاشده. ( از اقرب الموارد ). || جای بسیارگیاه. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مکان پرگیاه. ( از اقرب الموارد ). || خواب آلوده گردن کژکرده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). خواب آلوده گردن کج کرده. ( ناظم الاطباء ). غنوده خوابناک که گردن او کج شده باشد. ( از اقرب الموارد ). و منه قوله: سقوا بصباب الکری الاغید. فانما اراد الکری الذی یعود منه الرکب غیداً لان الغید انما یکون فی المتجسم و الکری لیس بجسم ». ( اقرب الموارد ). || نرم. متمایل. دوتاشده. ج، غید. ( ناظم الاطباء ). نعت از غَیَد. فهی غَیداء. ج، غید. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با اغید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فقلت لا قال و لا، خمرة کرم مذهبة فقلت لا قال و لا، اغید بالبدر اشتبه

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز