اغضا
مترادفها
اعضا، اندامها، بخشها
فرهنگ عمید
۱. چشم بستن، چشم برهم نهادن، چشم فروخوابانیدن.
۲. چشم پوشی کردن، چشم پوشیدن از چیزی.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) گناه بخشیدن چشم پوشی کردن. ۲ - ( اسم ) چشم پوشی گذشت.
جمله سازی با اغضا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هست از انعام تو توقّع من اوّل اغضا و آنگهی امضا
💡 هنوز نیستم ایمن زعورتی مکشوف مگر که دامن اغضا بدو بپوشانی