لغت نامه دهخدا
باد مشرقی. [ دِ م َ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آنکه از جانب مشرق وزد و آنرا صبا و برین نیز گویند. خُضاخِض. ( منتهی الارب ). قَبول. رجوع به باد، باد صبا، و باد برین شود.
باد مشرقی. [ دِ م َ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آنکه از جانب مشرق وزد و آنرا صبا و برین نیز گویند. خُضاخِض. ( منتهی الارب ). قَبول. رجوع به باد، باد صبا، و باد برین شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی آنگاه برای فراهم ساختن زمینه بحث خود از حکمت مشرقی، به نقد برخی از بزرگان فکر و اندیشه میپردازد.
💡 تبریز شمس دین را از ما رسان تو خدمت خدمت به مشرقی به کز روش مستنیرم
💡 حسن عالمسوز در یک جا نمی گیرد قرار می زند هر صبحگاه از مشرقی سر آفتاب
💡 هر زمان خورشید او از مشرقی سر بر کند ماه مهر افزاش هر دم جلوه دیگر کند
💡 مشترکات زیادی میان تنخ عبری و عهد عتیق مسیحی وجود دارد. عهد عتیق پروتستانها همان کتابهای تنخ را دارد، اما به ترتیب متفاوتی چیده شدهاند. عهد عتیقِ کلیساهای کاتولیک، ارتدکس شرقی و ارتدکس مشرقی کتابهای قانونی ثانی نیز شامل میشود که در تنخ وجود ندارد.
💡 آن آفتاب مشرقی پیدا شود در مغربی کز مغربی را آینه پنهان نباشد در نمد