اعیش

لغت نامه دهخدا

اعیش. [ اَ ی َ ] ( ع ص، اِ ) شتر سفید که اندک مایه سرخی دارد. ج، عیش. انثی، عیشاء. ( مهذب الاسماء نسخه خطی ). ظاهراً مصحف عیس با سین مضرس است.

جمله سازی با اعیش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کان لی قلب اعیش به ضاع منی فی تقلبه

💡 سر درون زد که السلام علیک لیتنی دائما اعیش لدیک

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران