اعضاب

لغت نامه دهخدا

اعضاب. [ اِ ] ( ع مص ) شاخ شکستن گوسپند را. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). شکستن شاخ داخل گوسپند و نیز شکستن یکی از شاخهای گوسپند بطورمطلق. ( از اقرب الموارد ). || گوش شکافتن ناقه را. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سوراخ کردن گوش گوسپند و ناقه. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

شاخ شکستن گوسپند را

جمله سازی با اعضاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واگنکنشت خواهان این شده که حزب چپ اهداف رادیکال و سرمایه‌داری‌ستیزانه را تعقیب کند، و از اعضاب میانه روتر سوسیال دموکرات (اس په ده) و اتحاد ۹۰/سبزها متمایز شود. او از شرکت حزب چپ در حکومت‌های ائتلافی، مخصوصاً در حکومت ایالتی برلین، که هزینه کرد اجتماعی را کاهش داده و برخی خدمات را خصوصی‌سازی کرده انتقاد کرده است.

دراسله یعنی چه؟
دراسله یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز