لغت نامه دهخدا
چهارصدیک. [ چ َ / چ ِ ص َ ی َ /ی ِ ] ( اِ مرکب ) یک قسمت از چهارصد قسمت چیزی. یک چهارصدم. از چهارصد قسمت یک قسمت. از چهارصد تا یکی.
چهارصدیک. [ چ َ / چ ِ ص َ ی َ /ی ِ ] ( اِ مرکب ) یک قسمت از چهارصد قسمت چیزی. یک چهارصدم. از چهارصد قسمت یک قسمت. از چهارصد تا یکی.
یک قسمت از چهار صد قسمت چیزی یک چهار صدم. از چهار صد قسمت یک قسمت. از چهار صد تا یکی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسن سبط، جامه اى مى پوشيد كه به چهار صد درهم خريده بود و پيامبر (ص ) نيز حلهاى به بهاى هشتاد شتر خريد.
💡 و چهار صد جلد كتاب از جوابها و مطالب آن حضرت نوشته شده است كه به عنواناصول اءربعمائة معروف مى باشد.
💡 - ابو حنيفه چهار صد حديث يا بيشتر از احاديثرسول خدا (ص ) را رد كرده است ! اين بود كه به او گفتم:
💡 و شب خيزى، مى فرمودند: زمستان ها سه ساعت، و تابستان ها يك ساعت و نيم. و مىفرمودند كه: من در ذكر يونسيه، يعنى در مداومت آن كه شبانه روزى ترك نشود، هر چهزيادتر توانست كردن، اثرش زيادتر، اقل آن چهار صد مرتبه است، خيلى اثرها ديده امبنده خودم هم تجربه كرده ام چند نفر هم مدعى تجربه اند.
💡 حرف نخست دو دومش شش سوم دو سی چارم چهار صد ده و پنجاه برگزین
💡 پس، مبهوت و متعجب ماند و نظر كرد در حسابمال، ديد كه آنچه از پسرعموهايش با اوست، چهار صد درهم است. چنانچه حضرتفرموده بود.