لغت نامه دهخدا
اعبر. [ اَ ب َ ] ( ع ن تف ) عالم تر به تعبیر رؤیا. ( یادداشت مؤلف ). آن که به تعبیر خواب داناتر باشد: قال محمدبن سیرین: «کان ابوبکراعبر هذه الامة بعدالنبی ( ص )». ( تاریخ الخلفا ص 30 ).
اعبر. [ اَ ب َ ] ( ع ن تف ) عالم تر به تعبیر رؤیا. ( یادداشت مؤلف ). آن که به تعبیر خواب داناتر باشد: قال محمدبن سیرین: «کان ابوبکراعبر هذه الامة بعدالنبی ( ص )». ( تاریخ الخلفا ص 30 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صبا ز دیدهٔ دل گویمت چسان هیهات وهل اعبر یالروح عنک حاشاکی