اعبد

لغت نامه دهخدا

اعبد. [ اَ ب َ ] ( ع ن تف ) عابدتر. ( یادداشت مؤلف ): وابوالدرداء اعبد امتی و اتقاها. ( تاریخ الخلفا ص 33 ).حبط عملها و لو کانت اعبدالناس. ( از مکارم الاخلاق ).
اعبد. [ اَ ب ُ ] ( ع اِ ) ج ِ عبد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ عبد، بنده. خلاف حر. ( آنندراج ). و رجوع به عبد شود.
اعبد. [ اَ ب َ ] ( اِخ ) نام مردی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نام مردی

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَعْبُدَ: که پرستش کنم
معنی أَعْبُدُ: می پرستم
معنی لَا أَعْبُدُ: نمی پرستم
معنی عَابِدٌ: عابد - پرستنده - عبادت کننده
ریشه کلمه:
عبد (۲۷۵ بار)

جمله سازی با اعبد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت: آخر نشنیده ای که موسی را گفتند لن ترانی. گفت: آری! اما این ملّّّت محمّد است که یکی فریاد می‌کند رای قلبی ربی، دیگری نعره می‌زند که لم اعبد رباً لم ارة.

💡 شاد باش ای آنکه اقبالت نطاق ماه را همدم تارک میان ماه اعبد می‌کند

💡 لقوله علیه السّلام: اعبد اللَّه کانّک تراه فان لم تکن تراه فانّه یراک‌

💡 اکرم و اعبد اهل زمانهٔ خود بود و وی مشهور است به کشف حقایق و نشر دقایق. از وی پرسیدند که: «سعیدترین دنیا و آخرت کیست؟»

💡 علی جو و از علی دریاب اسرار زلا اعبد بدان اسرار آن یار

💡 ابوالقاسم جُنَید بن محمد بن جنید بغدادی، عارف ایرانی بود که او را قواریری و زجاج نیز خوانده‌اند، بدان سبب که پدرش آبگینه‌فروش بود؛ هم چنین وی را خراز نیز نامیده‌اند. در متون صوفیه او را با القاب متعددی مانند سید الطایفه، لسان القوم، اعبد المشایخ، طاووس العلماء و سلطان المحققین معرفی کرده‌اند.

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز