اطیاب

لغت نامه دهخدا

اطیاب. [ اَطْ ] ( ع اِ ) ج ِ طیب. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به طیب شود. ج ِ طیب، بوی خوش و حلال. ( آنندراج ).
- سلالةالاطیاب؛ سلاله و ذریه پاکان.
اطیاب. [ اِطْ ] ( ع مص ) چیزی را طیب و خوش یافتن. ( از اقرب الموارد ). طیب یافتن چیزی را. ( از متن اللغة ). چیزی پاک آوردن. ( لغت خطی ). و در تعجب گویند: ما اطیبه و ما ایطبه. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اطابه شود.

فرهنگ فارسی

جمع طیب به معنی بوی خوش، و حلال و روا
( صفت اسم ) جمع طیب. ۱ - خوشبویان. ۲ - پاکیزگان.
چیزی را طیب و خوش یافتن طیب یافتن چیزی را. چیزی پاک آوردن.

جمله سازی با اطیاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بود عبدالوکیل آنکس ز اطیاب که بیند حق بصورتهای اسباب

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز