اضماری
مترادفها
ضمنی، پنهان
متضادها
اظهاری
لغت نامه دهخدا
اضماری. [ اِ ] ( ص نسبی ) استتاری. نهانی. رجوع به اضمار شود.
جمله سازی با اضماری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قومی گفتند: درین آیت اضماری است، یعنی و له ما سکن و تحرک فی اللیل و النهار، فحذف للاختصار، کقوله «سَرابِیلَ تَقِیکُمُ الْحَرَّ» اراد به الحر و البرد، کذلک هاهنا.
💡 در مباحث پیچیده نحو و دستور زبان، استفاده از مرجع اضماری باید با دقت بسیار زیاد انجام شود تا هیچگونه ابهام در معنای جمله ایجاد نگردد.
💡 برخی از مفسران بزرگ دین، با توجه به ساختار اضماری موجود در آیات قرآن، به برداشتهای متفاوتی از معنای دقیق و عمیق آن کلمات دست یافتهاند.
💡 تحلیل ساختار جملات از طریق بررسی روابط اضماری، یکی از مهمترین روشها برای درک دقیق متنهای ادبی و فلسفی در زبان فارسی محسوب میشود.