لغت نامه دهخدا
نوائی. [ ن َ ] ( ص نسبی ) نوایی. رجوع به نوایی شود.
نوائی. [ ن َ ] ( ص نسبی ) نوایی. رجوع به نوایی شود.
نوایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو ویک تنه غربت و وحش صحرا که از مرغ خانه نوائی نیابی
💡 کل بودی چون نای بگوش... ایرم بنوائی بربودی دل و هوش... ایرم
💡 اگر نشان طلبی دوستان مخلص را ببین که یاد تو در روز بی نوائی کرد
💡 خدایا تو ما را صفائی بده به ما بینوایان نوائی بده
💡 بانوان نوائی چند زانکه تازه داماد است نا مراد و ناشاد است