لغت نامه دهخدا
اشرک. [ اَ رُ ] ( ع اِ ) ج ِ شراک. ( اقرب الموارد ).
اشرک. [ اَ رُ ] ( ع اِ ) ج ِ شراک. ( اقرب الموارد ).
[ویکی الکتاب] معنی أَشْرَکَ: شریک قرارداد
معنی أُشْرِکَ: که شریک قائل شوم
معنی لَمْ أُشْرِکْ: شریک نساخته بودم و نمی سازم
معنی لَا أُشْرِکُ: شریک نمی سازم
معنی لاَ أُشْرِکَ: تا شریک نسازم
معنی لَّکِنَّاْ: ولی من (اصل آن لکن انا بوده که همزه انا بعد از نقل فتحهاش به نون حذف شده، و دو نون در یکدیگر ادغام گردیده که در حالت وصل با نون مشدد و با صدای بالا و بدون الف قرائت میشود، و در حالت وقف با الف، مانند کلمه انا که ضمیر تکلم است و در حالت وصلی به صور...
ریشه کلمه:
شرک (۱۶۸ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من نه اینم که دهم غیر ترا در دل ره اکره الشرک فلا اشرک ربی احدا
💡 گفتند: یا رسول اللَّه شرک کهن کدام است؟ گفت: آنکه عمل کند، و در عمل وی ریا بود. شداد اوس گفت: رسول خدای را دیدم که میگریست. گفتم: یا رسول اللَّه چرا میگریی؟ گفت: میترسم از امّت خویش اگر شرک آرند، نه آن که بت پرستند، یا آفتاب و ماه پرستند، لکن عبادت بریا کنند، و خلق را با حق در آن عمل انباز کنند، و اللَّه میگوید: أنا اغنی الشرکاء عن الشرک، فمن عمل عملا اشرک فیه غیری فأنا عنه بریء، و هو الذی اشرک.
💡 و عن طلق بن حبیب فی قوله: «وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ» قال: هو وضعک جبهتک و کفیک و رکبتیک و اطراف قدمیک فی السّجود. «وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً» ای خسر من اشرک باللّه، و الظّلم الشّرک، و منه قول الشاعر.
💡 «قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ» ای بان اعبد اللَّه «مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ» ای التوحید لا اشرک به شیئا.