اسود و احمر
مترادفها
سیاه و سرخ
لغت نامه دهخدا
اسود و احمر. [ اَ وَ دُ اَ م َ ] ( اِخ ) کنایه از حبش و روم و بعضی عرب و عجم نوشته اند. ( غیاث ).
فرهنگ فارسی
کنایه از حبش و روم و بعضی عرب و عجم نوشته اند.
جمله سازی با اسود و احمر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شفیع اسود و احمر قسیم جنت و نار مراد عارف و عامی پناه کون و مکان
💡 آن کرد داغ اسود و احمر جمال قوم این داغ جهل اسود و احمر به آب داد
💡 رتبه اش از طور بالا تر شد است بوسه گاه اسود و احمر شد است
💡 نویسنده با استفاده از تقابل رنگهای اسود و احمر در توصیف صحنه جنگ، توانسته است اتمسفری بسیار تاریک و در عین حال پر از هیجان ایجاد کند.
💡 در نقاشیهای مدرن، استفاده از رنگهای اسود و احمر برای نشان دادن تضاد میان غم و خشم، تکنیک بسیار پرکاربردی در میان هنرمندان است.
💡 چشمهای او در آن تاریکی شب، با ترکیبی از سایههای اسود و احمر، تصویری بسیار مرموز و تأثیرگذار از هیبت او را به نمایش میگذاشت.