لغت نامه دهخدا
رنگ زردی کشیدن. [ رَ زَ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از خجالت کشیدن باشد. ( از آنندراج ) ( از بهار عجم ).
رنگ زردی کشیدن. [ رَ زَ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از خجالت کشیدن باشد. ( از آنندراج ) ( از بهار عجم ).
کنایه از خجالت کشیدن باشد
💡 نباشد راه را عار از چو من گرد که زر را عار نبود رنگ زردی
💡 علمها سرخ و زرد و لاجوردی عیان سرخی و پنهان رنگ زردی
💡 از فرقت او مراست دائم اشک سرخی و رنگ زردی