لغت نامه دهخدا
اسود حبشی. [ اَ وَ دِ ح َب َ ] ( اِخ ) یا اسود راعی. رجوع به اسلم اسود شود.
اسود حبشی. [ اَ وَ دِ ح َب َ ] ( اِخ ) یا اسود راعی. رجوع به اسلم اسود شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و اسود حبشی نماز می کردی و از هر جایی می نگریدی. گفتندی چه می نگری؟ گفتی، «تا ملک الموت از کدام سو فراز آید».