استیثار

لغت نامه دهخدا

استیثار. [ اِ ] ( ع مص ) استئثار. استیثار بر اصحاب؛برگزیدن گزیده ها خویش را نه یاران را: استأثر علی اصحابه. || استیثار به؛ بخودی خود پرداختن به. برای خود گزیدن. برای خود برگزیدن امری: استأثر اﷲ بالبقاء و العدل؛ برای خود گزید خدای تعالی بقا و عدل را. || استأثر اﷲ بفلان؛ وقتی گویندکه کسی بمیرد و امید بخشایش او باشد. || بخودی خود ایستادن بکاری. || بسیار خواستن چیزی را. || بسیار آمدن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

برگزیدن گزیده ها خویش را نه یاران را

جمله سازی با استیثار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز استیثار مقصود اختیار است که زر قلب ازو کامل عیار است

💡 ایثار، فداکاری یا نوع‌دوستی در لغت به معنی برگزیدن، عطا کردن، سود دیگران را بر منفعت خویش مقدم داشتن و منفعت غیر را بر مصلحت خود مقدم شمردن، می‌باشد. در معنی اصطلاحی نیز بدان معنی است، که آدمی از روی قصد و نیت خِیر، دیگران را بر خود ترجیح دهد و ایشان را بر خویشتن برگزیند. آنها که طرفدار ایثار و دیگرگزینی هستند، این عمل را مُتعالی و اخلاقی می‌دانند که در مقابل آن، استیثار و خودگزینی قرار دارد. واژه ایثار در متون منتشر شده، نخستین بار توسط فیلسوف فرانسوی اگوست کنت، برای کلمه مقابل خودپرستی ابداع و بکار گرفته شد.

ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز