استملاک
مترادفها
مصادره، تملک، ضبط
متضادها
محرومیت، از دست دادن
لغت نامه دهخدا
استملاک. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) تملک. بملک گرفتن. تصرف.
- استملاک کردن؛ مالک شدن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. ) تملک، به ملک گرفتن، تصرف کردن.
فرهنگ عمید
جایی را ملک خود قرار دادن و آن را مالک شدن.
فرهنگ فارسی
ملک خواستن، جائی راملک خودقراردادن، مالک شدن
( مصدر ) تملک به ملک گرفتن تصرف کردن.
ویکی واژه
تملک، به ملک گرفتن، تصرف کردن.
جمله سازی با استملاک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قبل از شروع مونتاژ و حفاری تونل بایستی برای دستگاههای حفار خط یک، فضایی به ابعاد تقریبی ۱۴ در ۲۴ در ۱۰۲ متر در داخل زمین ایجاد شود. در پروژههای داخل شهری خصوصاً در حفاری تونلهای مترو، استملاک محلی برای ساخت شفت و استفاده از آن در موقع ساخت تونل ضروری میباشد. از این شفت برای مونتاژ و دمونتاژ دستگاههای حفار استفاده میشود. بعد از وارد شدن دستگاههای حفار به داخل تونل، محل شفت جهت خارج کردن خاکهای ناشی از حفاری و ارسال قطعات و مصالح مورد نیاز برای ساخت تونل مورد استفاده قرار میگیرد؛ بنابراین ضروری است این محل تا انتهای ساخت تونل، مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
💡 دولت در شرایط بسیار خاص و به منظور اجرای پروژههای زیربنایی ملی، حق استملاک زمینهای خصوصی را با پرداخت غرامت عادلانه برای خود محفوظ داشته است.
💡 فرآیند استملاک در قوانین جدید اصلاح شده است تا از حقوق مالکان محافظت کرده و از سوءاستفادههای احتمالی در پروژههای توسعه شهری جلوگیری به عمل آید.
💡 اعتراضات گستردهای در میان ساکنان محلی شکل گرفت، زیرا آنها معتقد بودند فرآیند استملاک زمینهایشان بدون رعایت اصول قانونی و شفافیت کافی انجام شده است.