ارچنگ

لغت نامه دهخدا

ارچنگ. [ اَ چ َ ] ( اِخ ) ارتنگ. ( جهانگیری ) ( شعوری ). || ( اِ ) نقش و تصویر. ( شعوری ). رجوع به ارتنگ شود.

فرهنگ فارسی

نقش و تصویر

جمله سازی با ارچنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در زمانی که او در باغ ملی مشغول به فعالیت بود اشخاصی چون آرتور پوپ به بازدید از آثار وی آمده و تشویق‌های آن ایرانشناس باعث شد که احمد ارچنگ به کار طراحی از روی بناهای تاریخی روی آورد.